ج فرازمند
22
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )
مثلًا در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَانَ مُنَافِقاً وَ إِنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ زَعَمَ أَنَّهُ مُسْلِمٌ : مِنْ إِذَا ائْتُمِنَ خَانَ ، وَ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ ، وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ « 1 » . . . ؛ سه صفت است در هر كس باشد منافق است ، هر چند روزه بگيرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند : كسى كه در امانت خيانت مىكند ، و كسى كه به هنگام سخن گفتن دروغ مىگويد ، و كسى كه وعده مىدهد و خلف وعده مىكند . » مسلّماً اين گونه افراد ، منافق به معناى خاص نيستند ، ولى رگههايى از نفاق در وجود آنها هست ، مخصوصاً دربارهء رياكاران از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه فرمود : « الرّياء شجرة لا تثمر إلّاالشّرك الخفى ، و اصلها النّفاق ! « 2 » ؛ ريا و ظاهرسازى ، درختى ( شوم و تلخ ) است كه ميوهاى جز شرك خفى ندارد و اصل و ريشهء آن نفاق است . » در اينجا توجّه شما را به سخنى از اميرمؤمنان على 7 درباره منافقان جلب مىكنيم : اى بندگان خدا شما را به تقوا و پرهيزكارى سفارش مىكنم ، و از منافقان برحذر مىدارم ، زيرا آنها گمراه و گمراه كنندهاند ؛ خطاكار و به خطا اندازند ؛ به رنگهاى گوناگون در مىآيند ؛ به قيافه و زبانهاى متعدّد خودنمايى مىكنند ؛ از هر وسيلهاى براى فريفتن و درهم شكستن شما استفاده مىكنند ؛ و در هر كمينگاهى به كمين شما مىنشينند ؛ بد باطن و خوش ظاهرند ؛ و گفتارشان به ظاهر شفابخش ، امّا كردارشان دردى است درمانناپذير ؛ به رفاه و آسايش مردم حسد مىورزند و ( اگر به كسى ) بلايى وارد شود خوشحالند ؛ و اميدواران را مأيوس مىكنند ؛ آنها در هر راهى كشتهاى دارند و در هر دلى راهى و در هر مصيبتى اشك ساختگى مىريزند ؛ مدح و تمجيد را به يكديگر قرض مىدهند و انتظار پاداش و جزا مىكشند ؛ اگر چيزى بخواهند اصرار مىورزند ، و اگر ملامت كنند پرده درى مىنمايند . « 3 » »
--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 69 ، ص 108 . ( 2 ) . همان مدرك ، ص 300 . ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 194 .